سيطره جهاني يهود
از ديگر محورهاي مبارزات حماسي حضرت امام-كه نمود روشن حماسه كربلا به شمار
ميآيد-افشاي طرحها و توطئههاي يهود براي يافتن نفوذ و سيطره جهاني بود:
من نزديك بيست سال است كه خطر صهيونيسم بين الملل را گوشزد نمودهام و
امروز خطر آن را براي تمامي انقلابات آزاديبخش جهان و انقلاب اصيل اسلامي
ايران،نه تنها كمتر از گذشته نميدانم،كه امروز،اين زالوهاي جهانخوار با فنون
مختلف براي شكست مستضعفان جهان قيام و اقدام نمودهاند.ملّت ما و ملل آزاد
جهان بايد در مقابل اين دسيسههاي خطرناك،با شجاعت و آگاهي ايستادگي نمايند.(53)
در اين بخش از مقال،نخست بايد ميزان عمق و گسترده خطر صهيونيسم را دريافت و دانست
كه چرا حضرت امام بر آن بود كه يهود و صهيونيسم جهاني بيش از هر جريان يا پديدهاي براي
جهانيان خطرناك است.آن گاه،بايد ديد كه چرا در اكثر بيانات و پيامهاي حضرت امام،امريكا و
قدرتهاي بزرگ جهان در رديف يهود و صهيونيسم جهاني جاي گرفتهاند.
طبق مدارك معتبر،در كشورهاي آمريكايي و اروپايي صاحب قدرت و صنعت،ابزارها و
اهرمهاي كليدي يا در دست اقليّتي يهودي قرار دارند و يا در قبضه نهادها و شبكههاي وابسته به
يهودند.البتّه از ديد بعضي روشنفكران و فرنگ رفتگان،موارد مزبور در رديف«فرضيّههاي توطئه»
جاي دارند؛امّا با مراجعه به اسناد و مدارك روشن،ميتوان به نتيجهاي متقن دست يافت.
«ژان ايزوله»ي يهودي در سال 1305 ش.(1926 م.)،يعني 22 سال قبل از اعلان تأسيس
رژيم نامشروع«اسرائيل»،نوشت:
در جهان امروز،تنها يك مسأله وجود دارد؛و آن،مسأله اسرائيل[يهود]
است...مأموريّت اسرائيل[يهود]تحقّق رؤياي«بني اسرائيل»با حمايت
سرمايهداري جهاني است.و اين،خيال خامي نيست،اسرائيل[يهود]نه تنها
آمريكا،بلكه سراسر عالم خاكي را فتح خواهد كرد.(54)
در جهان امروز،كم نيستند سازمانها و محافل و احزاب و گروههايي كه با پوششهاي گوناگون و
گاه با شعارهاي خير خواهانه در همين سمت و سو ميكوشند.سازمانها و محافل رسمي بين المللي،
همچون سازمان ملل و شوراي امنيّت،كميسيون حقوق بشر،بانك جهاني،يونسكو،و صندوق
بين المللي پول،از نفوذ اين جماعت مصون نيستند.به علاوه،برخي بنيادها و مجامع قدرتمند
پنهان يا نيمه پنهان نيز هستند كه عمدتا زير سلطه يهوديها قرار دارند.گر چه اين مجامع براي
عموم چندان شناخته شده نيستند،امّا در سرنوشت بسياري از ملّتهاي جهان تأثير اساسي دارند.
در دوران معاصر،تصميمات اين مجامع مستقر در مناطق و اماكن مخفي جهان-از قصر
«لاكسنبورگ»در نزديك«وين»گرفته تا«كاخ فرهنگستان بروكسل»؛از سالن محرمانه«فيكسينگ»
در لندن تا«پاگواش»كانادا؛و از مقرّ دفتر«كميسيون سه جانبه»در ساختمان«بنياد كارنگي»،كنار
دفتر سازمان ملل متحّد در واشنگتن تا شعبههاي آن در«توكيو»و«پاريس»-به منظور پايه گذاري
«سلطنت جهاني يهود»،بسيار اساسيتر و مهمتر از تصميمات رؤساي دولتهاي رسمي جهان است.(55)
بر اين اساس،سياستمدار مشهور يهودي و نخست وزير پيشين بريتانيا،«بنيامين
ديزرائيلي»،سخن به گزاف نگفته است:
كساني كه بر جهان حكومت ميكنند،بسيار متفاوت از شخصيّتهاي مشهوري
هستند كه افراد بي خبر از پشت صحنه تصوّر ميكنند.(56)
همانگونه كه پيش از اين اشاره شد،در مراكز سياسي و تصميم گير جهان،بويژه در دولتهاي
مقتدر آمريكايي و اروپايي،يهوديها و ماسونيها،سمتهاي حسّاس را بر عهده دارند يا از پشت پرده
امور را هدايت ميكنند.براي ارائه تصويري روشن،ميتوان به ساختار سياسي و اقتصادي و
فرهنگي و نظامي-اطّلاعاتي آمريكا اشاره نمود.طبق اسناد غربي،در آمريكاي امروز،
صهيونيستها،ايالات و شهرهاي بزرگ و بازارهاي عمده را در دست دارند؛دو مجلس سنا و كنگره
را به ميل خود اداره ميكنند؛و مراكز بزرگ سينمايي مانند«هاليوود»،خبر گزاريهايي همچون
«آسوشيتد پرس»و«يونايتد پرس»،مطبوعات و راديو و تلويزيون،و بانكها و مؤسسّات بزرگ بانكي و
مالي را در چنگ دارند.به اعتراف نويسندگان غربي،اكثر شهروندان آمريكايي همان نظر گاهي را
نسبت به جهان دارند كه به وسيله وسايل ارتباط جمعي صهيونيستي آمريكا تبليغ ميشود.(57)
در هر دو حزب دموكرات و جمهوريخواه،قدرت و نفوذ اصلي از آن يهوديهاست.اين واقعيّت،
حدّاقل پس از جنگ جهاني دوّم،كاملا آشكار شده است.از دوران رياست جمهوري«ترومن»تا
امروز،تسلّط صهيونيسم بر كاخ سفيد و ديگر مراكز سياست گذاري آمريكا سايه گسترده است.از
ديدگاه بيشتر مردم،فرمانرواي آمريكا،رئيس جمهور«كلينتون»است؛امّا در حقيقت،كساني
تصميمات اصلي را ميگيرند كه مردم با نام آنها كاملا بيگانهاند.در دوره اول رياست جمهوري
كلينتون بعضي منابع نوشتند:از يازده مركز«شوراي امنيّت»كاخ سفيد،حدّاقل هفت مركز بطور
مستقيم و آشكار در اختيار يهوديهاست.در زمره يهوديان فعّال كاخ سفيد امريكا،ميتوان به اين
افراد اشاره كرد:«مارتين انديك»،مشاور كلينتون در«شوراي امنيّت ملّي»و سفير آمريكا در
اسرائيل؛«ساموئيل برگر»،دستيار و مشاور امنيّت ملّي رئيس جمهور؛«امانوئل رحيم»با نام پشت
پرده«ام اوير باخ»،مشاور عالي رتبه كلينتون و از چهرههاي مرموز كاخ سفيد؛و نيز اكثر كارگزاران
دفتر رئيس جمهور از قبيل«ابنر ميكوي»،دادستان دفتر؛«ريكي سدمن»،مدير برنامههاي رئيس
جمهور؛«فيل ليدا»،«رابرت روبن»،مشاور اقتصادي؛«ديويد هايشر»،مدير برنامههاي رسانههاي
تبليغاتي؛3آليس روبن»،مدير كارمندان؛«ايلي سگال»؛«ايره مزينا»«رابر رايش»،وزير كار؛و«ميكي
كانتور»،مسؤول امور تجارت بين المللي يا نماينده تجاري آمريكا.البتّه به اين فهرست،بايد اين
نامها را نيز افزود:«يهودا مرسكي»،«تام ميلر»،«دنيس راس»،چهرههاي مرموز سياست خارجي
آمريكا؛و«پل و الفويتز»،معاون وزير جنگ سابق و از سر كردگان وزارت دفاع يا«پنتاگون».(58)
تذكر اين نكته خالي از فايده نيست كه در دوره دوم رياست جمهوري كلينتون،نقش و نفوذ
يهوديان در كاخ سفيد بطور چشمگيري افزايش پيدا كرده است.براي نمونه ميتوان به حضور
ويليام كوهن يهودي در وزارت دفاع(پنتاگون)،مادلين آلبرايت در وزارت امور خارجه،ال گور
سخنگوي كاخ سفيد و...اشاره كرد.
اشاره به موارد مزبور،تنها به مقصود ذكر اسامي يهوديان مؤثر در سياست گذاري و
برنامه ريزي آمريكا نيست.نكته مهمتر،آن است كه دريابيم در دنياي امروز،چه كساني در پس
پرده،برنامهها را طرّاحي و به مسؤولان رسمي ابلاغ ميكنند.يقينا دانستن اين حقيقت ديدگاه
خواننده را درباره تحوّلات جهاني تغيير خواهد داد.
به عنوان نمونه،اگر مردم مطلّع شوند كه طرّاح و باني انفجار دو بمب اتمي در شهرهاي
«هيرو شيما»و«ناكازاكي»ژاپن در اواخر سالهاي جنگ جهاني دوّم و كشتار فجيع صدها هزار
انسان،جز مشتي يهودي از جمله«آلبرت انيشتن»نبودهاند،طبعا قضاوت آنان درباره بسياري از
رخدادها تغيير خواهد كرد.«انيشتن»در سال 1939 م.نامهاي به«روزولت»،رئيس جمهور آمريكا،
نوشت و يادآور گشت كه عنصر اورانيوم ميتواند به يك منبع مهّم انرژي تبديل شود و اگر بمبي از
اين نوع در بندري منفجر شود،ميتواند تمام بندر و پيرامون آن را ويران كند.بدين نحو بود كه نه
يكي،بلكه دو بندر،با خاك يكسان شدند.اگر چه انيشتين تنها امضا كننده نامه نبود،امّا لكّه اين
ننگ همواره بر دامان او ميماند.اين نخستين بار بود(59)كه محقّقي در چنان سطحي،به تشويق و
راهنمايي سبعانه جبّاران براي استثمار سبعانهتر يافتههاي علمي دست زد.به گفته برخي،او در
اواخر عمر،از نتايج به بار آمده در شگفتي بود؛امّا اين،در قضاوت تاريخ نسبت به او تغييري
نخواهد داد.(60)
فراموش نميكنيم كه حضرت امام،آمريكا را«شيطان بزرگ»و«دشمن شماره يك بشريّت»
نام داد.در ضمن،از ياد نبردهايم كه امروز،آمريكا به عنوان ابر پليس بين المللي خود نمايي ميكند
و حتّي برخي از قدرتهاي غربي به فرمان وي و همصداي اويند.در نظام سلطه جهاني،كمتر توطئه
يا جنايتي را ميتوان يافت كه آمريكا باني يا از بانيان آن نباشد.با اين حال،آمريكا با همه قدرتش
در چنگال مشتي صهيونيست اسير و گرفتار است.اين،حقيقتي است كه حضرت امام،بيشتر و
پيشتر از هر كسي،آن را بيان كرده است:
آمريكا دشمن شماره يك مردم محروم و مستضعف جهان است.آمريكا براي
سيطره سياسي و اقتصادي و فرهنگي و نظامي خويش بر جهان زير سلطه،از هيچ
جنايتي خودداري نمينمايد.او مردم جهان را با تبليغات وسيعش-كه به وسيله
صهيونيزم بين الملل سازماندهي ميگردد-استثمار مينمايد.(61)
خطر تأثير تبليغات شبكهها و مراكز تبليغي و خبري آمريكا بر ذهن و ديدگاه جوامع،از نكات
قابل توجّهي است كه هيچ گاه از ديد حضرت امام پنهان نماند:
در بين ما هست،در بين شما هم هست افرادي كه همان مسائلي را كه آنها
ميخواهند-همان مسائلي كه در غرب گفته ميشود-آنها در بين جامعه خودشان
تبليغ ميكنند و ميگويند؛همان طوري كه مطبوعات آمريكا،مطبوعاتي كه تحت
نظر مستقيم صهيونيسم هستند...مينويسند.(62)
اگر چه پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران،بساط صهيونيستها از اين كشور بر چيده گشته و
سلطه آنها در اين آب و خاك پايان يافته است،ليكن محافل قدرتمند يهودي-صهيونيستي جهان،
يك لحظه در دشمني و توطئه گري بر ضدّ ملّت مسلمان و انقلابي ما كوتاهي نكردهاند و انواع
دسايس را براي انهدام پايههاي نظام نوپاي اسلامي به كار بستهاند.ايجاد آشوب در گوشه و كنار
مملكت،طرّاحي توطئه كودتا و براندازي،محاصره اقتصادي،فتنه انگيزي فرهنگي،و بر افروختن
آتش جنگ تحميلي از جمله اين دسايس بودهاند.در مقابل،حضرت امام با بيداري و هوشياري،به
مبارزات و افشاگريهاي خود بر ضدّ آمريكا و صهيونيستها ادامه ميدادند و پرده از فتنهها و دسايس
شيطاني آنها بر ميداشتند:
ما امروز فكر بكنيم در دنيا چه خبر است؛تكليف ما در مقابل دنيا چه چيز است.
همين جنگ تحميلي را درست كردند.[تا]نقشهاي كه صهيونيستها دارند عملي
بشود:از يك طرف نگذارند اسلام تحقّق پيدا كند.اگر اسلام در ايران تحقّق پيدا
كند-و قهرا در ممالك ديگر هم خواهد رفت و رفته است هم-آن وقت،آن بساط
آنها،بساط صهيونيستها،بر چيده ميشود.(63)
نيز درباره گسترش و افزايش خطر صهيونيسم براي مسلمانان و جهان اسلام فرمودند:
من همان گونه كه بارها در سالهاي گذشته قبل و بعد از انقلاب هشدار دادهام،
مجدّدا خطر فراگيري غدّه چركين و سرطاني صهيونيسم را در كالبد كشورهاي اسلامي
گوشزد ميكنم و حمايت بيدريغ خود و ملّت و مسؤولين ايران را از تمامي
مبارزات اسلامي ملّتها و جوانان غيور و مسلمانان،در راه آزادي قدس اعلام مينمايم.(64)
اين جانب به برادران اسلامي در همه كشورها،خصوصا برادران عرب و ملّت
عظيم عرب كه پيشتازان اسلامند،خطر عظيم اجانب،خصوصا صهيونيسم،را
كرارا اعلام كردهام.لازم است در شهر رمضان كه ماه اجتماعات اسلامي است،
مؤمنين در مجامع عمومي،پرده از توطئههاي اين غول جهان خوار برداشته و
خطرات اين دشمن انسانيّت را بر ملا كنند.(65)
همانگونه كه اشاره شد،جنگ تحميلي توطئهاي بود كه صهيونيستها بيش از همه در آن
دخالت داشتند و از آن نفع ميبردند.اين،نكتهاي بود كه حضرت امام همواره بر آن تأكيد داشت:
تأسّف ما در اين جنگ تحميلي آن است كه قدرتهايي كه بايد صرف بر انداختن
اسرائيل و نجات«بيت المقدس»بزرگ شود،با تباني بين شياطين بزرگ و
صهيونيسم جهاني و بين حزب بعث عراق،صرف هجوم بر ضدّ مخالف سر سخت
اسرائيل و آمريكا شد و ميشود.(66)
گذشته از اين تلاشهاي سياسي،فعّاليّتهاي فرهنگي و تبليغاتي همه جانبه يهوديّت جهاني را
نيز نبايد ناديده گرفت.هدف اين تلاشها،محو تفكّر الهي و زدايش اعتقادات و حياني،بويژه
فرهنگ ناب قرآني و اسلامي؛و آن گاه ترويج تفكّر الحادي مبتني بر فرهنگ«يهودي-توراتي-
بني اسرائيلي»است.
چگونه ميتوان اين واقعيّت را كتمان نمود كه عمده مراكز تبليغي و وسايل ارتباط جمعي
جهاني-از خبر گزاريها و مطبوعات گرفته تا نهادهاي سمعي و بصري و مراكز فيلم سازي و مؤسسات
انتشاراتي و بنگاههاي خبر پراكني-زير سلطه يهوديها قرار دارند؟
اكثر تئوريهاي تازه پيداي قرون اخير،همانند كمونيسم،ليبراليسم،كاپيتاليسم،سوسياليسم،
و اگزيستانسياليسم منشأ يهودي دارند.بر صاحبان انديشه پوشيده نيست كه بسياري از
پايه گذاران مباني علوم اجتماعي،روانشناسي،و علوم سياسي غرب يا يهودي بودهاند و يا از
فرهنگ يهودي-بني اسرائيلي سيراب گشتهاند.با اندوه بايد گفت كه افكار همين كسان در
كشورهاي مختلف،از جمله ممالك اسلامي،خصوصا در محافل دانشگاهي،ترويج ميشوند:
پشت پرده تفكّر مادّي و الحادي در جهان،يك يهودي بود.پشت پرده تئوريهاي
جنسي و شهواني يك يهودي قرار داشت.پس پرده انديشه اضمحلال و انهدام
نظام خانواده يهود قرار دارد.و در مسير تضييع و انحراف ادبيّات نيز يك يهودي
بود.اين چهار يهودي،به ترتيب،عبارت بودند از:
«ماركس»،«فرويد»،«دوركيم»،و«ژان پل سارتر».(67)
با كمال تأسّف،بايد اعتراف نمود كه امروز مباني انديشه همين گونه افراد در دانشگاهها و
مراكز علمي-آموزشي كشورهاي اسلامي تدريس ميگردد و بذرهاي مسموم افكار اين جماعت،در
ميان دانشجويان و دانش پژوهان جهان اسلام پاشيده ميشود.
دكتر«هدايت خاقاني»،رئيس ايراني الاصلي بخش روانشناسي يكي از دانشگاههاي واشنگتن،
در مصاحبهاي اعتراف ميكند:
الان در دانشگاهها[...]،نظريّات«فرويد»تدريس ميشود...وقتي تئوريهاي فرويد
توجيهگر هر نوع بيبند و باري و حتّي هم جنس بازي در غرب شده و صهيونيسم و
يهود پرستي با اعتقاد بر اينكه هر قدر ملّتهاي ديگر فاسد شوند،يهود رشد
بيشتري پيدا ميكند،به كمك فرويد و بسط نظريّاتش پرداختند؛جاي بسي
تعجّب است كه دين باوران و معتقدان به قرآن،روانشناسي خود را بر پايه نظريّات
او[فرويد يهودي]بنا ميكنند.امروز،در دانشگاههاي ما«اصول روانشناسي
فرويد»تدريس ميشود؛و اين،اشتباه است.روانشناسي ما بايد بر مبناي قرآن و
آثار امثال«زكريّاي رازي»تدريس شود.(68)
يهوديّت جهاني براي دستيابي به اين اهداف شوم،نه تنها از تحريف حقايق الهي و معارف
ديني،بويژه فرهنگ اسلامي،ابا ندارد،بلكه اين روش جزء آداب و اصول يهود است.شهيد
«مطهّري»ميفرمايد:
اينها جنبه اثباتي ندارند كه مردم را دعوت به يهوديگري بكنند؛ولي جنبه
تخريبشان زياد است،يعني تخريب مكتبهاي ديگران.شما ميبينيد يك نفر
يهودي يك عمر در يك رشته از رشتههاي اسلامي درس ميخواند،براي اين كه
يك كرسي اسلامي را در يك دانشگاه اشغال بكند و در آن كرسي كار خود را انجام
بدهد و يا يك كتاب بنويسد و در آن كتاب،فكر خودش را پخش كند.
هيچ ميدانيد-اين را من از اهل اطّلاع شنيدهام-بيش از نود درصد
كرسيهاي اسلام شناسي جهان در اشغال يهوديهاست؟اسلام شناسهاي جهان
يهوديها هستند.(69)شما ببنيد اينها چقدر قدرت ضربه زدن دارند.(70)
تهاجم جهاني فرهنگي بر ضدّ نهضت جهاني اسلام،با تدوين و انتشارات كتاب«آيههاي
شيطاني»نمودي فراگير و خصمانهتر يافت.امّا اين شيطنت يهودي-صهيونيستي نيز با دست
كفايتمند امام سركوب گرديد.آن بزرگ با صدور حكم قتل نويسنده مرتدّ كتاب مزبور،آتش مبارزه
همه جانبه با صهيونيستها و دست پروردگان آنها را شعلهورتر ساخت؛و اين،خود،فصلي نوين را در اتّحاد
جهاني مسلمان گشود و اقتدار دين خدا و امّت پيامبر خاتم صلّي اللّه عليه و اله را در جهان كفر آلود به نمايش گذاشت.
با اين حركت تاريخي حضرت امام،نه تنها كارشناسان و سياستگذاران كهنه كار يهودي و
ماسوني جهان دچار آشفتگي فكري و سياسي شدند،بلكه نظام سلطه جهاني به لرزه در آمد.با اين
حال،امام مصر بود كه معاندان هرگز از اهداف پليد خود دست نميشويند و همچنان گستاخانه به
تهاجم خويش استمرار ميبخشند:
ما چه بخواهيم و چه نخواهيم،صهيونيستها و آمريكا و شوروي در تعقيبمان
خواهند بود تا هويّت ديني و شرافت مكتبيمان را لكّهدار نمايند.(71)
بر اين اساس بود كه حضرت امام،ماهيّت نبرد همه جانبه مسلمانان با نظام ضدّ ديني جهان
را به طرزي بسيار ظريف و دقيق تبيين كرد و همچون جدّ بزرگوارش،حسين بن علي عليه السّلام،گستره
جهاد اين دو قطب متخاصم را چنين تعريف نمود:
مردم شريف ايران بايد توجّه كنند كه امروز،روز مبارزه و جنگيدن با تمام
شياطيني است كه حقوق حقه پا برهنگان جهان را صرف عيش و نوش و تهيّه
سلاحهايي مينمايند كه براي هميشه حاكم دنياي گرسنگان باشند...جنگ ما،
جنگ مكتب ماست عليه تمامي ظلم و جور.جنگ ما جنگ اسلام است عليه تمام
نابرابريهاي دنياي سرمايهداري و كمونيزم.جنگ ما جنگ پا برهنگي عليه
خوشگذرانيهاي مرفّهين و حاكمان بيدرد كشورهاي اسلامي است.اين جنگ
محصور در مرز و بوم نيست.اين جنگ،خانه و كاشانه و شكست و تلخي و كمبود و
فقر و گرسنگي نميداند.اين جنگ،اعتقاد است؛جنگ ارزشهاي اعتقادي-
انقلابي عليه دنياي كثيف زور و پول و خوشگذراني است.جنگ ما،جنگ قداست
و شرف و استقامت عليه نامردميهاست.(72)
حضرت امام،پس از تبيين رسالت نهضت جهاني اسلام و تكليف مسلمانان آزاده و انقلابي،
در ادامه اين سخن فرمود:
ما در صدد خشكاندن ريشههاي فاسد صهيونيزم،سرمايهداري،و كمونيزم در
جهان هستيم.ما تصميم گرفتهايم به لطف و عنايت خداوند بزرگ،نظامهايي را كه
بر اين سه پايه استوار گرديدهاند،نابود كنيم و نظام اسلام رسول صلّي اللّه عليه و اله را در
جهان استكبار ترويج نماييم و دير يا زود،ملّتهاي دربند شاهد آن خواهند بود.(73)
من خون و جان ناقابل خويش را براي اداي واجب حق و فريضه دفاع از
مسلمانان آماده نمودهام و در انتظار فوز عظيم شهادتم.قدرتها و ابر قدرتها و
نوكران آنان مطمئن باشند كه اگر خميني يكه و تنها هم بماند،به راه خود-كه راه
مبارزه با كفر و ظلم و شرك و بت پرستي است-ادامه ميدهد.(74)
سخن آخر
در بخش پاياني اين مقال،بايد ياد آوري كنيم كه نه فقط از ديدگاه ما،بلكه به اعتراف
نظريّه پردازان دشمن نيز تلاش مستمرّ امام خميني در مسير مبارزه با خطر يهود،منطبق با سيره
حسين بن علي عليه السّلام و ملهم از حماسه كربلا بوده است و كه در اين بخش از مقاله به چند مورد از آن
اشاره و اكتفا ميشود.
«مارتين كرامر»،يكي از مسؤولان و اعضاي فعّال كنفرانس،بين المللي«تشيّع»،مقاومت،
انقلاب»-كه در سال 1363 ش.(دسامبر 1983 م.)در«مركز مطالعات استراتژيك دايان»وابسته به
«دانشگاه تل آويو»برگزار شد-نوشته است:
حمله رژيم پهلوي به آداب و رسوم مذهبي،واكنشهايي را سبب شد؛و بعضي از
علماي شيعه نماينده اين واكنشها بودند كه برجستهترين آنها،آيت اللّه«روح اللّه
خميني»بود...هنگامي كه[امام]خميني،سرانجام پرچم مخالفت فعّال عليه
رژيم پهلوي را برافراشت،ظاهرا در مقابل اطاعت ايران از ايالات متّحده آمريكا،
عكس العمل نشان ميداد...آثار وسيعي كه انقلاب اسلامي را به وجود آورده است،
نشان ميدهد كه چگونه[امام]خميني بر انگيزندهترين موضوعات مذهب شيعه را
در جهت جنبش خود به كار بسته است.سياسي كردن مراسم ساليانه عاشورا،يا
همان فاجعه كربلا،يكي از نمونههاي بارز اين اقدام است.در برگزاري مراسم
سنّتي عاشورا،هدف از سوگواري براي امام حسين،آن است كه شفاعت او را به
دست آورند.شركت كنندگان در اين مراسم با غم و اندوه،سوگواري ميكنند و
خود آزاري[سينه زني،زنجير زني،...]به عنوان نشانهاي از عزاداري مرسوم است.
عاشورا سنّتي تظاهراتي است براي نشان دادن دلسوزي نسبت به امام حسين
شهيد و نيز طلب رستگاري از طريق سوگواري.امّا در دهههاي اخير،مراسم
عاشورا سياسي شد و شخصيّتهاي اصلي آن،يعني امام حسين شهيد و مخالف
جبّار او«يزيد»،به مظاهر مبارزه هميشگي ميان ظلم و رستگاري مبدّل شدند:در
هر عصري،يزيدي جديد ظهور ميكند و مبارزه با ظلم بر هر فرد مؤمني واجب
است؛ديگر نبايد براي حسين عليه السّلام دلسوزي كرد،بلكه ميبايست به او به عنوان
قهرمان مبارزه عليه هر گونه نابرابري و مظهر فداكاري و شهادت در راه حق تأسّي
جست.در مراسم عاشوراي 1978 م.[1357 ش.]بسيج تودهها عليه رژيم پهلوي
ابعاد بيسابقهاي يافت؛و در آن سال،[امام]خميني آن قدر پيش رفت كه مراسم
سنّتي عزاداري را به خاطر راهپيماييها متوقّف كرد.شور انقلابي را ارزنده براي
كسب نفوذ در ميان شيعيان كشورهايي كه هنوز پرچم انقلاب در آنها افراشته
نشده است،مورد استفاده قرار ميگيرد.سربازان جمهوري اسلامي،در جنگ با
عراق،از پيام پر طنين«كربلا»الهام ميگيرند.رهبري عراق صرفا يزيد ديگري
است و مرگ در جنگ عليه نيروهاي«صدّام»شهادتي همانند جان باختن امام
حسين عليه السّلام است.[امام]خميني با تأكيد بر اين اعتقاد شيعه كه حسين عليه السّلام
آگاهانه به استقبال مرگ شتافت،حتّي نوعي شهادت عمدي را نيز مشروع ميشمارد.
اسطوره حسين در كربلا[...]كه الهام بخش انقلاب شد،اكنون نيز هدف
سياستهاي دفاعي و...ايران قرار گرفته است.(75)
«مروين زونيس»و«دانيل برومبرگ»،از ديگر شركت كنندگان در همان كنفرانس نوشتهاند:
«تأكيد بر شهادت»در عقيده[امام]خميني نشان ميدهد كه شهادت نقش مهم و
ويژهاي در تشيّع ايفا ميكند...در تشيّع اثني عشري،موضوع شهادت حسين-و تا
حدّي كمتر:شهادت ساير ائّمه-محوري است.(76)
«مانگول بيات»،ديگر شركت كننده در اين كنفرانس صهيونيستي،نوشته است:
اگر فردي قصد دارد انقلاب ايران را بفهمد،بايد[امام]خميني را به عنوان بخشي
از يك حركت تاريخي بزرگتر و گستردهتر مطالعه كند.(77)
**********************
* برگرفته از كتاب پژوهه صهيونيست (مجموعه مقالات، ج 1 ) ، انتشارات ضياء انديشه
(1)-امام خميني:«صحيفه نور»،ج 2؛ص 189.
(2)-همان،ج 20؛ص 16.
(3)-همان،ج 1؛ص 14/1 فروردين 41.
(4)-همان؛ص 52/28 ارديبهشت 42.
(5)-حماسه حسيني،ج 2؛ص 164/سال 1349 شمسي.
(6)-همان؛ص 168/سال 1349 شمسي.
(7)-صحيفه نور،ج 1؛ص 34/اسفند 1341.
(8)-همان؛ص 52/28 ارديبهشت 1342.
(9)-صحيفه نور،ج 2؛ص 41/4 فروردين 57.
(10)-همان؛ص 12/17 شهريور 61.
(11)-صحيفه نور،ج 16؛ص 38/ 21 بهمن 60.
(12)-همان؛ص 128/25 فروردين 61.
(13)-صحيفه نور،ج؛1ص 207.32SA
(14)-همان؛ص 56/13 خرداد 42(روز عاشورا).
(15)-همان؛ص 57/13 خرداد 42(روز عاشورا).
(16)-همان؛ص 54/13 خرداد 42(روز عاشورا).
(17)-همان؛ص 95 و 96/18 شهريور 1343.
(18)-شمس الدّين رحماني:«فرهنگ و زبان»؛ص 129 و 130.
(19)-رجوع كنيد به:«فرهنگ و زبان»از نويسنده و محقّق گرانقدر آقاي«شمس الدّين رحماني»؛ص 125 تا 170
فصل ويژه«محمّد علي خان فروغي».همچنين بنگريد به:كتاب«ظهور و سقوط سلطنت پهلوي»،ج 2.
(20)-«ظهور و سقوط سلطنت پهلوي»(جستارهايي از تاريخ معاصر ايران)،ج 2؛ص 124.
(21)-همان؛ص 367.
(22)-صحيفه نور،ج 1؛ص 62/18 فروردين 1343.
(23)-همان؛ص 27/1341.
(24)-همان؛ص 11/10 فروردين 1341.
(25) (.Walt Rostow-)
(26)-جهت آشنايي بيشتر با اين يهودي،بنگريد به:«سايههاي قدرت»از«جيمز پر لاف».
(27)-ظهور و سقوط پهلوي،ج 2؛ص 302.
(28)-امام خميني:«راه امام،كلام امام»،مصاحبه با روزنامه«السّفير»/1 بهمن 1357.
(29)-صحيفه نور،ج 1؛ص 56/13 خرداد 1342.
(30)-همان؛ص 077/25 ارديبهشت 43.
(31)-همان؛ص 12/10 فروردين 41.
(32)-همان؛ص 50/16 ارديبهشت 42.
(33)-ظهور و سقوط سلطنت پهلوي،ج 2؛ص 126 تا 128.
(34)-صحيفه نور،ج 1؛ص 157/19 بهمن.49.و همان؛ص 46/12 ارديبهشت 42.
(35)-همان؛ص 91 تا 92/18 شهريور 43.
(36)-همان.
(37)-حبيب لوي:«تاريخ يهود ايران»،ج 3،1339؛ص 959.
(38)-همان؛ص 91 تا 92/18 شهريور 43.
(39)-همان.
(40)-حبيب لوي:«تاريخ يهود ايران»،ج 3،1339؛ص 959.
(41)-صحيفه نور،ج 8؛ص 25/27 مرداد 58.
(42)-همان،ج 16؛ص 16/4 بهمن 60.
(43)-همان؛ص 273/9 شهريور 1361.
(44)-اوّلين كنگره جهاني صهيونيسم در شهر«بال»سوئيس برگزار شد.
(45)-يكي از سران يهود.
(46)-اسماعيل شموط:تاريخ مصوّر فلسطين.
(47)-بنگريد به:«السّلام مع المحتلّين؛واقعيّة أم انتحار»از همين نگارنده.
(48)-صحيفه نور،ج 18،ص 101/15 شهريور 1360.33SA
(49)-همان،ج 1؛ص 209/16 آبان 1352.
(50)-همان،ج 16؛ص 273/9 شهريور 1361.
(51)-طرح«فهد»متضمّن شناسايي رژيم صهيونيستي بود.
(52)-صحيفه نور،ج 15؛صص 225 و 226/26 آبان 60.
(53)-صحيفه نور،ج 14؛ص 63/22 بهمن 59.
(54)-يان مونكمبل:«اسراري از نظام جهاني».
(55)-بر گرفته از:مصاحبه نگارنده با مجلّه«اميد انقلاب»شماره 269؛ص 23 تا 25/اسفند 1373.
(56)-جيمز پر لاف:«سايههاي قدرت».
(57)-چارلز فيش بين:نشريه هفتگي«اسپات لايت»/22 سپتامبر 1986.
(58)-نشريه«الوطن العربي»،پاريس/14 اكتبر 1994.
(59)-لازم به ياد آوري است،افرادي كه در لوس آلاموس آمريكا با انيشتن در ساختن بمب اتمي همكاري داشتند،
عمدتا يهودي بودند؛ادوارد تلر،اپنهايمر و رفرمي از آن جملهاند.ادوارد تلر يهودي را پدر بمب هيدروژني ناميدهاند.
بمبي كه براي اولين بار در سال 1334[1955]به صورت تجربي منفجر شد و به عقيده دانشمندان هزار برابر قوي
تر از بمبي است كه آمريكا بر سر مردم هيرو شيما منفجر كرد.ميگويند ادوارد تلر در پي اختراع سيستم دفاعي
خاصي بود كه هيچگونه موشكي را به آن راه نباشد.يك سيستم متشكل از ليزر و ماهوارهها كه قادر به تخريب
هر گونه موشك متجاوز به خاك آمريكا باشد.
ادوارد تلر در توجيه نقش جنايتكارانه خود و همكاران يهودياش در فاجعه بمباران اتمي دو شهر ژاپن گفته است:
«بمباران اتمي هيرو شيما نه تنها به جنگ خاتمه داد بلكه باعث نجات دموكراسي شد و بين قدرتهاي بزرگ جهان
صلح برقرار نمود.»به گفته تلر يهودي:«آمريكا از اسلحه اتمي براي تسلط بر جهان سود نجست بلكه از ادامه جنگ
جلوگيري كرد.»[!]
(60)-بنگريد به:«فقر علوم»از دكتر«مهدي توسّلي فريد».
(61)-صحيفه نور،ج 13؛ص 83/21 شهريور 59.
(62)-همان،ج 10؛ص 116/در جمع گروهي از دانشجويان عربستان سعودي.
(63)-همان،ج 18؛ص 102/15 شهريور 62.
(64)-همان،ج 20؛ص 115/16 مرداد 66.
(65)-همان،ج 8؛ص 218/13 مرداد 58.
(66)-همان،ج 15/27 شهريور 60.همچنين:«امام در برابر صهيونيسم»؛ص 156.
(67)-سيد قطب:«معركتنا ضدّ اليهود».
(68)-مجله سروش،14 خرداد 73.
(69)-يك نمونه بارز چنين اشخاصي«اگناس گلدزيهر»يهودي،صاحب كتاب درسهايي درباره اسلام،است.
(70)-حماسه حسيني،ج 1؛صص 199 و 200.
(71)-صحيفه نور،ج 20؛ص 237/29 تير 67.
(72)-همان؛ص 222/13 تير 67.
(73)-همان؛ص 232/29 تير 67.
(74)-همان؛ص 113/16 مرداد 66.
(75)-مارتين كرامر:«مقدّمه مجموعه مقالات كنفرانس بين المللي تشيّع،مقاومت،انقلاب»،مركز مطالعات دايان
(وابسته به دانشگاه تل آويو)/دسامبر 1984.
(76)-مروين زونيس؛دانيل برومبرگ:مقاله«تشيّع به روايت[امام]خميني».(ارائه شده به كنفرانس بين المللي
تشيّع،مقاومت،انقلاب)،مركز مطالعات دايان.
(77)-مانگول بيات:مقاله ارائه شده به كنفرانس بين المللي«تشيّع،مقاومت،انقلاب»،مركز مطالعات دايان(وابسته بهدانشگاه تل آويو)،دسامبر 1984.